nikap

دانلود فیلم عزیز میلیون دلاری

دانلود فیلم عزیز میلیون دلاری

دانلود فیلم عزیز میلیون دلاری

بازیگران فیلم عزیز میلیون دلاری :

رضا شفیعی جم – علی صادقی – ابراهیم کریمی – امیر غفارمنش – آرام یوسفی نیا – شمیلا تابش – بابک کرباسیون – مرتضی ریحانی – زهره مولوی – افسانه ناصری – محمدحسین هادیان – هوشنگ حریرچیان

خلاصه داستان عزیز میلیون دلاری :
فیلمی که به تازگی منتشر شده و با حضور بهترین بازیگر مشهور برای طنز علی صادقی.داستان فیلم در مورد ثروتمندترین مرد دنیا که پدربزرگ علی صادقی در فیلم میشود اردشیر مشکین پولدارترین مرد دنیاست او این همه ثروت را برای نوه ی خود که گم شده میخواهد بگذارد اما او پیدایش نیس و او همه جا را به دنبال او میگردد تا پیدایش کند.این موضوع باعث میشود که زندگی او و اطرافیانش تغییراتی بکند و نتوانند راحت زندگی کنند….پیشنهاد میکنم حتما این فیلم جالب و طنز را ببینید…
درباره فیلم عزیز میلیون دلاری :
نوع : سینمایی | ساخت : ایران | موضوع : کمدی | نویسنده و کارگردان : امید نیاز | تهیه کننده : محمد فضیله | سال تولید : 1396 | سال انتشار : 1397 | مدت زمان : 90 دقیقه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 23:06  توسط nikap  | 

دانلود قسمت اول فصل دوم 2 سریال ساخت ایران

دانلود قسمت اول فصل دوم 2 سریال ساخت ایران

دانلود قسمت اول فصل دوم سریال ساخت ایران

قسمت اول فصل دوم 2 سریال ساخت ایران > گزارش آی‌فیلم به نقل ازخبرآنلاین، ساخت سریال «ساخت ایران ۲» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد قرار است به زودی آغاز شود و نیک‌نژاد، درباره کلید خوردن سریال «ساخت ایران‌۲» که برای شبکه نمایش خانگی قرار است ساخته شود و در خبرها آمده که در کشور چین نیز کلید خواهد خورد، گفت: «من هم مثل شما شنیدم و اطلاعاتم فعلا تا همین اندازه است. اما آخر هفته جاری قرار است با تهیه‌کنندگان این پروژه جلسه‌ای داشته باشیم تا صحبت‌های نهایی انجام شود و آن موقع می‌توانم اخبار دقیق‌تری در اختیارتان بگذارم

کارگردان فیلم سینمایی «زاپاس» درباره حضور محمدرضا گلزار و امین حیایی و تغییر ترکیب بازیگران نیز توضیح داد: «تغییر در ترکیب بازیگران که حتما انجام می‌شود اما الان اگر بخواهم درباره جزئیات هر چیزی بگویم پراکنده است، چون هیچ یک از این موارد به قطعیت نرسیده است«

نیک‌نژاد که پیش از این سری دوم سریال «دردسرهای عظیم» را برای تلویزیون کارگردانی کرده بود، درباره ساخت سری جدید از یک سریال یا فیلم سینمایی گفت: «اگر کار فارغ از اینکه سینمایی است یا سریال، شخصیت دوست‌داشتنی داشته باشد به نظرم جواب می‌دهد. در دنیای سینما، مثلا تنها قصه خوب، دلیل ساخت ادامه آن نمی‌شود؛ مگر اینکه به کاراکتر جذاب و خوبی برسیم. اگر به همه کارهایی که سری ۲ یا ۳ یا ۴ آنها ساخته شده است، نگاه کنیم، می‌بینیم که بر اساس شخصیت بوده‌اند. در این میان هم اگر شخصیت‌های قصه آن کار جذاب باشند، می‌شود کار را با قصه جدیدی که طراحی می‌شود، ادامه داد. آن موقع سری اول یا دوم هر کاری وام‌دار قصه قبلی نیست. در واقع وام‌دار شخصیت‌های قبلی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 23:05  توسط nikap  | 

دانلود قسمت ششم سریال گلشیفته

دانلود قسمت ششم سریال گلشیفته

دانلود قسمت ششم سریال گلشیفته

قسمت ششم سریال گلشیفته >

سریال تازه بهروز شعیبی یک عقب گرد آشکار برای او محسوب می شود. « گلشیفته » از لحظه آغاز با معرفی شخصیت های کاملاً تک بعدی و مشابه کاریکاتورهای مجلات طنز، سعی در مطرح نمودن موضوعات گوناگون اجتماعی دارد. تضاد اصلی سریال نیز در همین نقطه قرار می گیرد یعنی جایی که فیلمساز دغدغه اجتماعی دارد و قصد دارد به آنچه که در جامعه پیرامونش می بیند تلنگری زده و آن معضلات را در قالبی طنز به تصویر بکشد. اما شخصیت هایی که خلق کرده چنان ضعیف و لوده هستند که حتی نمی توان آنان را در کمدی های مبتذل شبکه نمایش خانگی نیز تحمل نمود.

شخصیت پدر با بازی بسیار ضعیف مهدی هاشمی، یکی از این نقش هاست که به دلیل ضعف شخصیت پردازی بطور کامل استعدادهای این بازیگر توانا را از بین برده و او را تبدیل به شخصیت مضحکی کرده که در قامت همان تعریف قدیمی و منسوخ شده " فرد شهرستانی " می گنجاند. شخصیتی که گیج و منگ است و دیالوگ نویسی هایی که برای او انجام شده نشان می دهد که نویسنده اثر هنوز نتوانسته به درک درستی از فضای طنز برسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 23:09  توسط nikap  | 

دانلود فصل دوم سریال ساخت ایران

دانلود فصل دوم سریال ساخت ایران ۲

در چه مرحله ای است؟ آن طور که در خبرها آمده، قرار است سریال بهمن در کشور چین کلید بخورد.کی می آید؟ این یکی را فعلا اصلا نمی شود پیش بینی کرد. قرار است بخش هایی از آن خارج از ایران ضبط شود و طبیعتا مشکلات خاص خودش را دارد.کیا بازی می کنند؟ از بین بازیگران فصل اول، نیک نژاد فعلا محمدرضا گلزار و امین حیایی، یعنی همان زوج اصلی را انتخاب کرده و غیر از آن ها روی محسن کیایی هم دست گذاشته.
چقدر هیجان انگیز است؟ ساخت ایران در فصل اول، سریال جذابی نبود. محمدرضا گلزار خیلی دیر به سریال اضافه شد و از آن جایی که ترکیب بازیگران و نقش ها مشخص شده بود، نقش بلندی برای او وجود نداشت. برای همین هم از نویسنده ها خواستند نقش کوتاهی را که گلزار قرار است بازی کند، طولانی تر و مهم تر نشان دهند. نویسنده اصلی مخالفت کرد و نویسنده جدید هم نتوانست با این تغییرات، کار درستی تحویل دهد. با همه این اوصاف اما سریال به خاطر زوج گلزار و حیایی، دیده شد.
حالا اما وضعیت فرق دارد. نیک نژاد از همین اول می داند دو کاراکتر اصلی دارد و باید قصه را با این دو تا جلو ببرد و این اتفاق معقول تر است. بعید است یک کار کمدی با گلزار و حیایی و محسن کیایی، جذاب نباشد.از چی باید بترسیم؟ فصل اول ساخت ایران به خاطر اعمال سلیقه های غیرتخصصی، وارد شدن ناگهانی یک سوپراستار، آسیب دید حالا معلوم نیست از این جور اعمال سلیقه ها در فصل دوم هم وجود داشته باشد یا نه.دانلود فصل 2 سریال ساخت ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 23:03  توسط nikap  | 

دانلود قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد

دانلود قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد

دانلود قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد

قسمت دهم فصل سوم سریال شهرزاد > در طول دو فصلی که از آن پخش شده و فصل نهایی‌اش که هم‌اکنون در حال پخش است همواره سعی کرده خود را از کلیشه‌های روایی و فنی سینمای ایران دور نگه دارد. سازندگان شهرزاد به وضوح تلاش کرده‌اند تا در تک تک المان‌های این سریال با هوشمندی دست به تغییرات مختلفی بزنند؛ تغییراتی که اتفاقا برای شهرزاد جواب داده است و احتمالا چه در سریال سازی و چه در سینمای ایران هم تاثیرگذار باشند. این سریال مدام سعی می‌کند در متن داستان بیننده را در راستای چالش‌های شخصیت‌ها قرار دهد و با شگردهای روایی مختلف بیش از پیش بیننده را جذب خود کند. البته این که از عبارت شگرد استفاده می‌کنم به دلیل بار منفی کاری که سازندگان می‌کنند نیست، بلکه سازندگان سریال با استفاده از شگرد‌های حرفه‌‌ای‌ به هرچه قوی‌تر شدن رابطه‌ای که میان بیینده و سریال برقرار است کمک می‌کنند. سازندگان شهرزاد در طی قسمت‌های پخش شده از آن تعامل با مخاطب‌شان را به مرحله‌ای رسانده‌اند که حالا مخاطب خسته از کلیشه‌ی سینمای ایران، برای کامل شدن لذتش از این سریال، تنها یک پایان‌بندی واقع‌گرایانه و به دور از کلیشه‌هایی داستانی رایج می‌خواهد. این نکات را ذکر کردم که بگویم سریال شهرزاد در قسمت‌های پایانی‌اش همچنان بر اصول و روش‌هایی که از طریق آن‌ها به این مرحله رسیده است، پافشاری می‌کند.

سریال شهرزاد در قسمت‌های پایانی‌اش همچنان بر اصول و روش‌هایی که از طریق آن‌ها به این مرحله رسیده است، پافشاری می‌کند
قسمت دهم از فصل سوم سریال شهرزاد در راستای پرداختن به دنباله‌ی آخرین سکانس قسمت نهم آغاز می‌شود. جایی که شهرزاد با عصبانیتی کم نظیر به سراغ اکرم می‌رود. در همین ابتدای اپیزود با آغاز تند و سریعی مواجه هستیم که تلاش زیادی برای تاثیرگذاری می‌کند. در این سکانس هرچه بازیگرها با فرو رفتن در نقش‌شان تلاش می‌کنند که مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهند، حرکت‌های اشتباه دوربین باعث می‌شود دست مخاطب از ارتباط با سکانس کوتاه شود. در ابتدای اپیزود سیر رخ دادن وقایع با سرعت اتفاق می‌افتد. پس از سکانس شهرزاد و اکرم، قصه مستقیم سراغ شیرین و صابر می‌رود. شیرین و صابری که در حال تمرین تیراندازی برای کشتن قباد هستند. این سکانس کوتاه اگرچه در نگاه اول شبیه به آموزش رانندگی فرهاد به شهرزاد است اما نشان از نزدیک شدن داستان سریال به اقدامات احتمالی شیرین و صابر علیه قباد دیوان‌سالار دارد.

حضور شهرزاد در عمارت غم زده و غبار گرفته‌ی دیوان سالار قطعی شد. البته در این اپیزود فهمیدیم که دلیل رانندگی یادگرفتن شهرزاد تنها مختص یک سکانس به‌خصوص نیست، بلکه این موضوع به طول داستان مربوط است و قرار است در لایه‌های روایت سریال آن را مشاهده کنیم. مهم‌ترین نکته‌ی حضور شهرزاد در عمارت و دیدار او با قباد، روند تکمیلی شخصیت پردازی قباد است. آنطور که پیدا است شخصیت قباد با حضور شهرزاد در عمارت قرار نیست در مسیر درستی حرکت کند، بلکه قرار است با فرو رفتن هرچه بیشتر در منجلاب اشتباهاتش، خودش را به نابودی بکشاند. سازندگان در شخصیت‌پردازی قباد آنقدر او را درگیر عشق یک‌طرفه‌اش به شهرزاد کرده‌اند که این کاراکتر با پیش گرفتن یک مسیر منطقی در جنبه‌های مختلف شخصیتی، در مسیر نابود کردن خود مدام در حال پیشرفت است. رابطه‌ بین قباد و شهرزاد به طور واضحی یادآور رابطه‌ی شاپور بهبودی و همسرش است. یعنی زنی که به زور و جبرزمانه مجبور است با شخصی که نمی‌خواهد زندگی کند. البته زندگی قباد و شهرزاد به احتمال بالا مانند شاپور و همسرش نخواهد بود و در ادامه با تغییرات جدی‌تری مواجه خواهد بود.

یکی از اتفاقات بسیار مثبت سریال شهرزاد، حضور سروان آپرویز با بازی امیر جعفری در داستان است
یکی از اتفاقات بسیار مثبت سریال شهرزاد، حضور سروان آپرویز با بازی امیر جعفری در داستان است. آپرویز نه تنها یک کاراکتر منحصر به فرد از نظر رفتار و گفتار محسوب می‌شود، بلکه اجرای امیر جعفری در این نقش بدون شک در سینمای ایران باقی خواهد ماند. امیر جعفری این نقش را بی‌پرده اجرا می‌کند. پیش از این اپیزود در سکانس‌های مختلف به خصوص اتاق بازجویی شاهد هنرنمایی کم‌نظیر امیر جعفری در نقش سروان آپرویز بودیم. اصلا اغراق نیست اگر بگوییم سکانس‌های بازجویی که با تم یک فیلم یا سریال ایرانی متناسب باشد، به واسطه‌ی‌ اجرای امیر جعفری در سریال شهرزاد به مرحله‌ی تازه‌ای ورود کرده‌اند. جایی که یک پلیس کله خراب در مقابل اقشار مختلف جامعه قرار می‌گیرد و با هرکدام از آن‌ها منحصر به فردتر از برخورد قبلی‌اش، برخورد می‌کند.

در این اپیزود شاهد یکی از همین سکانس‌های بازجویی منحصر به فرد آپرویز که حالا به امضای این کاراکتر تبدیل شده‌اند بودیم. سکانسی که آپرویز را در مقابل متفاوت‌ترین متهمش قرار می‌دهد. در قسمت دهم از فصل سوم سریال شهرزاد شاهد ملاقات سروان آپرویز با فرهاد دماوندی بودیم. جایی که آپرویز با اجرای دو نقش متفاوت سعی بر نزدیک شدن به فرهاد را دارد. جایی که با استفاده از ادبیاتش نکات مهمی از شخصیت فرهاد را به مخاطب سریال گوشزد می‌کند. البته شخصیت فرهاد و آپرویز آنقدر با هم متفاوت هستند که خوشبختانه فرهاد در برخورد اول زیر بار وعده و وعید‌های آپرویز نرفت و نقشه‌اش را قبول نکرد. طبق روند سریال در پرداخت به تلاش آپرویز برای هم پیمان شدن با فرهاد، احتمال اینکه به زودی فرهاد تسلیم او شود هم وجود دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 23:02  توسط nikap  | 

دانلود فصل سوم سریال شهرزاد

دانلود فصل سوم سریال شهرزاد

فصل سوم سریال شهرزاد نوعی منحصر به فردترین قسمت این سریال محسوب می‌شود. قسمتی که از لحاظ محتوا غنی است و در روایت با پیچش‌های داستانی پی در پی، آدرنالین بیننده را به سقف می‌چسباند. قسمتی که شهرزاد را از لحاظ کیفی به اوج می‌رساند و تقریبا در تمام خرده‌داستان‌هایی که به نمایش می‌گذارد، بهترین پرداخت ممکن را به مخاطب تحویل می‌دهد. سریال در ابتدا برایمان روشن می‌کند که تلاقی مسیر دو خط داستانی «فرهاد» و «شیرین-صابر» کاملا اتفاقی بوده و خبری از شم کارآگاهی ماوراالطبیعی سروان آپرویز نیست. سریال در همین ابتدا نشان می‌دهد که داستان بیش از پیش پیچیده شده است و می‌توان امیدوار بود که سریال شهرزاد قرار است از شر کلیشه‌های روایی سریال‌های ایرانی در پایان‌بندی رها باشد. پس از گفت گوی آپرویز و الیاس مستقیم به سراغ فرهاد، صابر و شیرین می‌رویم؛ جایی که این سه خیلی زود و پس از یک مکالمه ساده با یکدیگر هم‌پیمان می‌شوند و قرار می‌شود با هم‌فکری به سراغ دشمنان مشترک‌شان بروند. هم پیمان شدن این سه شخصیت حداقل می‌توانست از نظر دیالوگ‌نویسی کمی پیچیده‌تر و بهتر باشد.

در ادامه سریال سراغ پرداخت به خانواده سعادت می‌رود. خانواده‌ای که شاید پرداختن به‌ آن غیرمنطقی باشد اما در این اپیزود پرداخت به این خانواده موجب پایان یافتن نسبی خط داستانی هوشنگ بود. اتفاقی که به دلیل پیشینه این شخصیت نه‌تنها منطقی است، بلکه بن‌مایه‌ای اخلاقی هم دارد. با اینکه نحوه خودکشی کردن هوشنگ در نوع خود جالب توجه است و به مفاهیم اخلاقی مانند نتیجه‌ی خیانت به کشور و خانواده هم اشاره دارد اما شیوه‌های بهتری هم برای پرداختن به این اتفاق وجود دارد. ساده‌ترین نمونه این است که قباد یا نصرت هوشنگِ مهره سوخته را از بازی حذف کنند. البته نکته‌ای که در رابطه با حذف این کاراکتر وجود دارد، یکی این است که هوشنگ به واسطه گذشته ذلت‌بارش به مرز جنون رسید و همین جنون او را به کام مرگ کشاند. نکته بعد این که کاراکتر هوشنگ با تمام اعمالی که انجام داده بود، از دنیا پاک نشد، بلکه به نحوی پایش در دنیا بند ماند. نکته‌ی مهم و آخر هم اینکه این حذف کاراکتر هوشنگ می‌تواند نشانه‌ای بر این باشد که سازندگان حواس‌شان به پایان سریال است و کم‌کم دست به کار شده‌اند تا نقشه‌هایشان را برای پایان‌بندی سریال شهرزاد پیاده کنند.

سریال شهرزاد دقیقا پس از ماجرای خودکشی‌شدن هوشنگ، وارد جنایی‌ترین تم خود شد. جایی که آپرویز برای فرهاد نقشه می‌چیند و فرهاد به واسطه همان نقشه به حساب سرهنگ تیموری می‌رسد. سکانسی که به کمک فلش بک‌های ذهن آپرویز درباره وقایع پیشین، توانست ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند و بیننده را به خوبی در متن ماجرا قرار دهد. جایی که فرهاد و صابر با یک نقشه حساب شده و کلاسیکِ بزن بهادری سرهنگ تیموری را می‌دزدند و یکی از بهترین نمایش‌های ممکن را برای بازجویی‌اش اجرا می‌کنند. ماجرایی که به رویارویی نماد آزادی‌خواهی (فرهاد) و نماد فساد (سرهنگ تیموری) منجر می‌شود و در متنش فرهاد بازجویی از بی‌گناهان را کاری حقیرانه می‌داند و در اقدامی کاملا نمادین، نامه اعمال شرارت‌بار تیموری را روی درجاتش سنجاق می‌کند. در انتها نیز غیرقابل پیش‌بینی‌ترین فرضیه برای مرگ تیموری به حقیقت تبدیل می‌شود و او به دست سرهنگ آپرویز به قتل می‌رسد. قتلی که باز هم به واسطه بازی بی‌نقص امیر جعفری و البته مصطفی زمانی و امیرحسین فتحی به یکی از سکانس‌های منحصربه‌فرد شهرزاد تبدیل شده است.

همین بسنده نمی‌کند و در یک پیچش دیگر، اکرم تصمیم می‌گیرد به شهربانی برود و برای نجات فرزندش همه چیز را لو بدهد تا کار برای آپرویزی که در دوران شانسش بود، در یکی از سخت‌ترین حالات ممکن قرار بگیرد. در سکانس اعترافات اکرم مانند سکانس بیمارستان شاهد فلش بک‌هایی به گذشته بودیم. البته هرچه فلش بک گذشته آپرویز در روند شکل‌گیری ارتباط مخاطب و سریال موثر بود، دیگر فلش‌بک های اپیزود غیر ضروری بودند. چرا که سریال باید به مخاطبش فضای فکر کردن بدهد و باعث شود مخاطب با فکر کردن روی مفاهیم سریال با آن ارتباط برقرار کند و استفاده بیش از اندازه از المان‌هایی مانند فلش‌بک جلوی این امر را می‌گیرد.

قسمت سیزدهم از فصل سوم سریال شهرزاد با پرداخت به خرده داستان‌ها، حذف درست شخصیت‌ها و روایت محکم، تبدیل به یکی از بهترین اپیزودهای این سریال شد. این اپیزود با این که از مشکلاتی هم رنج می‌برد اما به خوبی مخاطب را درگیر می‌‌کند و با پایان‌بندی خود به مخاطب هفت روز وقت می‌دهد تا برای چند اپیزود باقی‌مانده‌ی سریال، فرضیه‌پردازی کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 23:01  توسط nikap  | 

دانلود قسمت پنجم 5 سریال گلشیفته




دانلود قسمت پنجم سریال گلشیفته

دانلود قسمت 5 سریال گلشیفته بالاخره بعد از پنج قسمت، روایت اصلی «گلشیفته» شروع شد و گویی قصه روی غلتک افتاد. همان‌طور که هفته قبل گفتیم همه جذابیت‌های مجموعه نمایش خانگی «گلشیفته» در کنار روایتی که ناقص به نظر می‌رسید و کاراکترهایی که سرگردان و آواره بودند و نقششان در روایت اصلی معلوم نبود، چنان جلوه‌ای نداشت و این نواقص کمی کلیت مجموعه را آزاردهنده کرده بود؛ اما خب، انگار ما زود قضاوت کردیم، چراکه باعرضه و پخش قسمت پنجم، تمام انتقاداتی که به «گلشیفته» وارد کرده بودیم پاسخ داده شد که مهم‌ترین آن‌ها هم پیوند خوردن خرده روایت‌ها به روایت اصلی و شروع قصه به معنای کامل بود. «گلشیفته» تا همین‌جا هم به‌روشنی مشخص کرده است که موضعش چیست و پیام اصلی‌اش حقوق زنان است، این رویکرد هرچقدر در قسمت‌های اولیه محتاطانه و دوراندیشانه به نظر می‌رسید با پیشروی داستان لحن رک‌تر و سرراست‌تری به خود می‌گیرد و حالا با اضافه شدن سعیده به گروه بانوان ساکن خانه راحله، کلیت پیام شعیبی آشکار و واضح خود را نشان می‌دهد. این پررنگ‌تر شدن نقش سعیده با بازی بهاره کیان افشار، چالشی است که هم می‌تواند به ضرر مجموعه تمام شود و هم برگ برنده آن باشد که در قسمت پنجم خوشبختانه مورد دوم اتفاق افتاد.

شخصیت‌هایی چون مرضیه با بازی نسیم ادبی و وحید با بازی امیرمهدی ژوله که بسیار در بطن روایت نشسته‌اند و طنازی‌های مخصوص خودشان رادارند و گرچه در مرکز اتفاقات «گلشیفته» هستند اما کاراکترهایی هستند که آن‌قدر خوب پرداخت‌شده‌اند که بیننده حضور اندکشان را مغتنم می‌شمرد و ارتباط خوبی با آن‌ها برقرار می‌کند. این شخصیت‌پردازی دقیق و واقع‌گرایانه در مورد شخصیت‌هایی که نقش کمتر و فرعی‌تری هم دارند صدق می‌کند، مخصوصاً نامزد وحید و خانواده‌اش که یکی دیگر از نقاط جذاب قسمت پنجم را رقم زدند.
درنهایت، قسمت پنجم مجموعه «گل شیفته» با شروع تبادل آتش میان راحله و فؤاد پایان یافت. جنگ میان این دو، دیگر به نجواها و درگوشی‌های اتاق‌خواب خاتمه نمی‌یابد و فضایی عمومی‌تر به خود گرفته است. فؤاد و راحله، هرکدام با در اختیار گرفتن یک تریبون جمعی‌تر سعی در پیشبرد خواسته‌هایشان رادارند و به نظر می‌رسد که این قائله میان زوج اصلی به این زودی‌ها ختم به خیر نمی‌شود. آتش‌بس و پایان این جنگ مسلماً نقطه عطفی در روایت «گلشیفته» خواهد بود، چراکه دعوای میان راحله و فؤاد، بازتاب جنگ هرروزه زنان و جامعه‌شان است و پایان قصه شعیبی می‌تواند نمادی از پایان این راهی باشد که زنان در نیمه‌اش هستند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 22:59  توسط nikap  | 

دانلود فیلم گشت ارشاد 2



دانلود فیلم گشت ارشاد 2

این مطلب بیش از آنکه تحلیل فیلم گشت دو باشد بررسی موشکافانه علت توجه مخاطبین به آثار کمدی است. اینکه چرا در کشور ایران تا این حد فیلم‌های کمدی تحریک‌کننده هستند و معمولاً فروش بالایی دارند. مواد لازم جهت جذب مخاطب یک شخصیت یا گروه احمق است. چند مرد که از جامعه دور بوده‌اند (زندان معمولاً بهانه خوبی است) و همین حماقت باعث می‌شود بین آن‌ها شوخی کلامی به وجود آید. نکته دوم استفاده ابزاری از زنان است. در دیدگاه این فیلم‌ها زن مفهوم والایی ندارد و به عنوان آنچه که قهرمانان (همان احمق‌ها) به دنبالش هستند در فیلم گنجانده می‌شوند. زنانی که دست‌نیافتنی‌اند و این رسیدن نیاز به عمل قهرمانانه (بخوانید بزن و بهادر بازی) دارد. حال تفاوتی ندارد که زن سرمایه‌داری بیوه باشد یا گروه موسیقی یا دانشجو، مهم آن است که همسایه باشد و مجرد. مهمترین مسائلی که در این شکل سینما از آن سخن می‌رود نیز از نیاز جامعه برگرفته شده است یعنی پول. قهرمان‌ها به دنبال پول هستند و به راحتی هم به آن دست پیدا می‌کنند چون درست است که گروهی احمقند اما فراموش نکنید که دست بالای دست بسیار است و هدف نویسنده در پیرنگ به هر قیمتی باید به دست آید. چند اشاره سیاسی بی‌دلیل و نامربوط به کلیت ماجرا (اصلاً ماجرای کلی مگر وجود دارد؟)، تیکه‌های سیاسی دم دستی و شوخی‌های مثبت ۱۸ هم که به متن اضافه شود خود‌به‌خود تصور مهم بودن و جسور بودن اثر القا خواهد شد و فیلم از یک کمدی سخیف به یک فیلم ساختارشکن تبدیل خواهد شد.

سراغ سینمای هند برویم. اغلب فیلم‌ها درباره جوان عاشق پیشه‌ای است که می‌خواهد به زنی برسد اما برای آن نیاز به پول دارد. او درگیر ماجرای خطرناکی می‌شود و در راه رسیدن به پول، عشق یا دختر مورد علاقه‌اش کتک می‌خورد و تا مرز مرگ می‌رود و در پایان هم به معشوق می‌رسد یا نمی‌رسد. در گشت ارشاد یک (که بدون شک نمونه بهتری نسبت به قسمت دومش است) همچین الگویی وجود دارد. سه احمق زرنگ در مسیرشان به زن‌ها دل می‌بندند و برای رسیدن به آن‌ها باید به پول برسند یا اینکه در بازی خطرناکی وارد شوند که با جانشان بازی می‌کند. الگو در قسمت دوم هم به همین شکل است. آش دست پخت کارگردان از موارد ذکر شده تشکیل شده که در تاریخ سینما ثابت شده که پولساز است. دیگر، بحث در مورد کلیشه بودن، تکراری بودن، نبود قصه مرکزی واحد و درگیر کننده، شخصیت‌پردازی مرتبط با داستان اصلی و همه و همه بی مورد است. فیلم عملاً با هدفی جز سینما ساخته شده و درست در نقطه‌ای که مواد لازم ذکر شده به هر طریق ممکن تهیه شد، فیلم ساخته می‌شود و فروش خود را هم می‌کند. سطح توقع مخاطب هم بالاتر از این نخواهد رفت چون عملاً نمونه‌های بهتری وجود خارجی ندارد که بتواند رقیب را از صحنه بیرون کند. از اجاره نشین‌ها ساخته داریوش مهرجویی و چند نمونه خوب دیگر که گذر زمان عیارشان را مشخص کرده و تبدیل به اثری ماندگار شده‌اند بگذریم، سینمای ایران سال‌هاست کمدی درجه یک و خوبی به خود ندیده است.

فیلم پر از اتفاق و حادثه است. سه شخصیت در خیابان با ماشین می‌روند که تصادف می‌کنند. این تصادف باعث می‌شود پولاد کیمیایی که حافظه‌اش را از دست داده محل خفای دشمن ساعد سهیلی را کشف کند. راستی اگر حافظه او پاک شده چرا تصمیم می‌گیرد وارد گروه احمق‌ها شود و با آن‌ها هم مسیر شود؟ از آن مهمتر این چه نیروی شگفتی است که هر کجای داستان که نویسنده اراده کند از اسرار خبر می‌دهد و هر کجا که نکند نمی‌دهد. دشمن قهرمان‌های داستان در مسیر داستان بسیار مخوف و ترسناک جلوه می‌کند اما در انتهای ماجرای، بی‌دست و پا همه طلاها را تحویل قهرمان‌ها می‌دهد. چرا؟ چون نویسنده حوصله آن را ندارد که زحمت بیشتری به خود برای افزایش کشمکش یا سطح درگیری بدهد. بلاخره مردم از فیلم حمایت خواهند کرد و افزایش سطح کشمکش گاهاً به ضرر فروش فیلم هم خواهد بود. در نتیجه مهمترین موقعیت‌های کمدی فیلم دستشویی گرفتن غیب‌گو موقع شکار یا خالی‌بندی‌های ساعد سهیلی برای دختر ساززن است که عقبه‌ ‌آن به ممل آمریکایی و امثالهم بازمی‌گردد.

اما چرا مخاطب این نوع از سینما را دنبال می‌کند؟ مشخصاً به دلیل نبود قصه مرکزی واحد که درگیرکننده باشد اغلب مخاطبین پس از اتمام فیلم چیز ارزشمندی دستگیرشان نشده و برای ارضای حس رضایتمندی خود مجبورند به شوخی‌ها و تیکه کلام‌های مثبت ۱۸ فیلم اشاره کنند و جسارت فیلمساز را در استفاده از این کلمات تحسین کنند. یا تیتراژ انتهایی فیلم را مثال بزنند که همچون نمای پایانی فیلم از فیلم‌های جیمز‌باند گرته‌برداری شده و تا به حال کمتر در سینمای ایران دیده شده است. حال آنکه اگر سینما قرار باشد به چند شوخی و بذله‌گویی تقلیل پیدا کند که سریال‌های تلویزیونی یا شبکه خانگی در این زمینه موفق‌تر هستند. مشکل بزرگ به این بازمی‌گردد که فیلمساز وقتی پس از ساختن قسمت یک فیلمش فروش قابل ملاحظه‌ای کند و اعتبار خود و عنوان فیلمش را دریافته باشد و همچنین بداند که مخاطبین به دنبال چه به سینما می‌آیند، بدون داشتن پیرنگی دقیق یا قصه‌ای جذاب با دستمالی شوخی‌ها و ایده‌های فیلم قبلی که موفق هم بوده است سراغ قسمت تازه می‌رود و در این بازی حلقه دوم ماجرا که مخاطبین هستند بیشترین کمک را به باقی ماندن این شکل از ابتذال در سینما می‌کنند. این ماجرای غم‌انگیز تبدیل به مسئله تخم‌مرغ و مرغ شده است. سرمایه‌داران و تهیه‌کننده‌ها به دنبال فیلم‌های کم‌ریسک برای سرمایه‌گذاری هستند و طبق شواهد، کمدی‌های مبتذل بهترین فروش را در سینمای ایران داشته‌اند. از طرفی عامه مردم سینما را برای تفریح و خندیدن محل مناسبی می‌بینند و لاغیر. در نتیجه تمایل بیشتری برای دیدن این‌چنین فیلم‌ها دارند. سوال اینجاست که مگر سینمای ایران به جز کمدی‌های مبتذل و فیلم‌های اجتماعی اشک‌آور در طول سال چند اثر با فضایی متفاوت دارد که بتواند سلیقه‌ مخاطب را تغییر دهد و جریان اصلی سینما، تهیه کننده و مخاطب را به جهت دیگری بکشاند؟

سراغ شخصیت‌های همسایه برویم. اگر همه زنان فیلم حذف می‌شدند فیلم چه ضربه‌ای می‌خورد؟ وقتی خانه پلمب می‌شود، شخصیت‌ها پس از تصادف ماشین به خانه دختران مجرد می‌روند تا پولاد کیمیایی بار دیگر شوخی دستمالی شده قسمت قبل (خوردن یک نفس نوشابه) را تکرار کند و پس از آن یادش بیاید که دشمن دقیقاً در چه موقعیت جغرافیایی قرار دارد. اگر این اتفاق در پارک رخ می‌داد فیلم چه ضربه مشخصی می‌خورد؟ اما مشکل از این هم حاد‌تر است. فیلم با رهایی از زندان آغاز می‌شود. حاجی دیگر علاقه کمتری به خلاف دارد و جامعه نیز تغییر کرده است. تا اینجا الگوی مشخصی به ذهن تداعی می‌شود اما از این مرحله به بعد عملاً در فیلم اتفاق مهمی نمی‌‌افتد. آیا واقعاً یک فیلم سینمایی ساخته شده که قصه اصلی آن فالگیری و غیب‌گویی است؟ چه خطر یا همذات‌پنداری در این شکل از داستان وجود دارد؟‌ فیلم عملاً قصه‌اش شروع نمی‌شود و مخاطب در گیر و دار آنکه چه چیز قابل پیگیری در فیلم وجود دارد مجبور است به شوخی‌های ساده شخصیت‌ها بخندد تا احساس نکند پولی که بابت بلیط داده هدر رفته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 22:54  توسط nikap  | 

نقد فیلم ثبت با سند برابر است

دانلود فیلم ثبت با سند برابر است

دانلود فیلم ثبت با سند برابر است

ثبت با سند برابر است فیلمی به کارگردانی بهمن گودرزی و به تهیه کنندگی مجتبی متولی با بازی امین حیایی و نیوشا ضیغمی پس از دو سال انتظار نیمه آبان اکران میشود. بهمن گودرزی که ساخت فیلم هایی چون ششمین نفر ، آتیش بازی و شیش و بش را در کارنامه هنری خود دارد در فیلم سینمایی جدیدش سراغ ژانر کمدی رفته و از بهترین بازیگران طنز در فیلمش استفاده کرده است.ثبت با سند برابر است ثبت با سند برابر است سومین فیلم بلند سینمایی بهمن گودرزی محسوب می شود که اواخر سال ۹۴ در تهران جلوی دوربین رفت.

خلاصه داستان و بازیگران ثبت با سند برابر است ثبت با سند برابر است فیلمی اجتماعی و شاد با ضرب آهنگ بالا، پر لوکیشن و پر بازیگر و همراه با عنصر غافلگیری است که همیشه تماشاچی به این موضوع روی خوش نشان داده است. ثبت با سند برابر است داستان پنج رفیق است که از جایی چند دختر هم به آن ها اضافه می شوند و فضای مفرح و سرحالی دارد و عنصر غافل گیری تا دقیقه نود در فیلم هست. امین حیایی، مجید صالحی، علی مسعودی، فرزاد حسنی و سپند امیرسلیمانی نقش این ۵ نفر را بازی می کنند. بازیگران کمدی در فیلم ثبت با سند برابر است در خلاصه داستان فیلم آمده است:همیشه تو زندگیم دنبال یه پاس طلایی بودم ولی بهم پاس که ندادن هیچ، خودشون توپ رو کردن تو گل! اونا شدن غزال تیز پا، من شدم شیر بی یال… بازیگران فیلم ثبت با سند برابر است :امین حیایی، مجید صالحی، نیوشا ضیغمی، فرزاد حسنی، سحر قریشی، الهام حمیدی، علی مشهدی، سپند امیرسلیمانی، آیدا جعفری، یزدان فتوحی، مهران رجبی، پوریا پورسرخ و محمدرضا شریفی نیا. علی مسعودی کمدین سرشناس برنامه خندوانه در کنار سایر بازیگران طنز به ایفای نقش در این فیلم سینمایی پرداخته است.

اخبار فیلم ایسنا: فیلم ثبت با سند برابر است به کارگردانی بهمن گودرزی و تهیه‌کنندگی مجتبی متولی در گروه سینمایی ماندانا پس از دو سال انتظار بزودی اکران خودر را آغاز می کند. طبق گزارش رسیده،

بهمن گودرزی «ثبت با سند برابر است» را پس از فیلم‌های «شیش و بش» و «آتیش بازی» ساخته و اکران خود را بلافاصله بعد از پایان اکران فیلم «حقه باز دم دراز» آغاز خواهد کرد. «ثبت با سند برابر است» با فیلم نامه‌ای مشترک از بهمن گودرزی و یزدان فتوحی در ژانر کمدی- ماجراجویانه ساخته شده ،

در خلاصه داستان فیلم آمده است: همیشه تو زندگیم دنبال یه پاس طلایی بودم ولی بهم پاس که ندادن هیچ، خودشون توپ رو کردن تو گل! اونا شدن غزال تیز پا، من شدم شیر بی یال… فیلم اثری پر بازیگر و پر لوکیشن محسوب می‌شود؛ امین حیایی، مجید صالحی، نیوشا ضیغمی، فرزاد حسنی، سحر قریشی، الهام حمیدی، علی مشهدی، سپند امیر سلیمانی، آیدا جعفری، یزدان فتوحی و مهران رجبی با حضور پوریا پور سرخ ، محمدرضا شریفی نیا ترکیب بازیگران فیلم را تشکیل می‌دهند. پخش فیلم بر عهده موسسه هدایت‌فیلم به مدیریت مرتضی شایسته است.

نقد فیلم سیطره عناصر و المان‌های فیلم فارسی بر روی فیلم‌های عامه‌پسند ایرانی باعث شده این فیلم‌ها مدام تحقیر شوند. این وابستگی تام و تمام فیلم‌های عامه‌پسند به عناصر و کلیشه‌های فیلم فارسی باعث شده تا بسیاری از منتقدان و صاحب‌نظران سینمایی کلیت سینمای عامه‌پسند را زیر سؤال ببرند و هر محصولی را که برای سرگرمی مخاطب ساخته می‌شود تحقیر کنند. غافل از این‌که سینما در ذات خود هنری عامه‌پسند و وابسته به توده‌های مردم است.

به نسبت سایر هنرها ارزان‌تر است و می‌تواند بدل به انتخاب اصلی طبقه متوسط و ضعیف جامعه برای سرگرم شدن شود. اما سینمای عامه‌پسند ایران در سال‌های اخیر آن‌قدر خودش را به عناصر و المان‌های فیلم فارسی وابسته کرده که سلیقه مردم به نازل‌ترین سطح ممکن رسیده و همین امر باعث شده صاحب‌نظران سینمایی به‌طور کل قید سینمای عامه‌پسند را بزنند و کل این پدیده را زیر سؤال ببرند.

ثبت با سند برابر است دقیقاً از همین‌جا ضربه می‌خورد. داستان فیلم داستان بدی نیست و باکمی دقت می‌توانست به نتیجه خوبی ختم شود. شاهین،کیا،کوروش و پیمان چهار رفیق صمیمی هستند که بعد از تماشای وضعیت رفیق تازه ازدواج‌کرده‌شان تصمیم می‌گیرند شرطی عجیب با یکدیگر ببند. شرط آن‌ها این است که تا آخر عمر ازدواج نکنند و اگر ازدواج کردند باغی که در آن شریک هستند به‌طور کامل به آخرین فرد مجرد آن جمع برسد. بعد از هشت سال شاهین از خارج برمی‌گردد تا با زن دادن رفقای مجردش باغ را تصاحب کند و با فروش باغ قرض طلبکارانش را بپردازد.

همان‌طور که می‌بینید خط قصه جان می‌دهد برای ساخت یک فیلم مفرح و خوش‌ساخت. فیلمی شبیه آثاری که جرج روی هیل در زمان‌های دور می‌ساخت. پر از رو دست ‌زدن و پیچ‌های جذاب داستانی. اما ثبت با سند برابر است به‌جای استفاده درست از این خط قصه جذاب اسیر کلیشه‌های سینمای فارسی شده و به مسیری رفته که انتهای آن شکست مطلق است.

نویسندگان فیلم‌نامه به‌جای این‌که روی داستان فیلم کار کنند و باکمی خلاقیت داستان فیلم را با روایتی جذاب ادغام کنند به همان کلیشه‌هایی تن دادند که سینمای عامه‌پسند ایران را نابود کرده است. کلیشه‌هایی که نه‌تنها کمکی به خط قصه جذاب فیلم نکرده بلکه باعث شده داستان به علت وفور استفاده از این کلیشه‌ها دیگر جذابیتی نداشته باشد که بشود آن را برای کسی تعریف کرد. تعدد شخصیت‌های فرعی و کلیشه‌ای بودن این شخصیت‌ها اولین اشتباه نویسندگان فیلم‌نامه این فیلم است. تا کی باید مهران رجبی را در نقش پیرمردهای حراف و بامزه تحمل‌کنیم؟

تا کی قرار است امین حیایی نقش جوان اول زبل فیلم‌های عامه‌پسند را بازی کند؟ علت حضور سحر قریشی به‌عنوان یک شخصیت فرعی که هیچ کارکردی در قصه ندارد چیست؟ اگر شاهین خواهر و دامادی نداشت چه اتفاقی می‌افتاد؟ اصلاً حضور فرزاد به‌عنوان رفیقی که با ازدواج زود‌هنگامش از دایره رفقا حذف می‌شود چه ضرورتی دارد؟ تعداد این سؤالات را می‌شود تا بی‌نهایت ادامه داد و به پاسخ درخوری نرسید. این‌همه شخصیت برای فیلمی با این مختصات آفت بسیار بزرگی است. تعدد کاراکترها باعث آشفتگی فیلم شده و خرده داستان‌های زائدی را به وجود آورده که فیلم را از مسیر اصلی‌اش منحرف می‌کند.

نکته دومی که بزرگ‌ترین ضربه را به ثبت با سند برابر است زده تلقی ساده و دم‌دستی نویسندگان از خنداندن تماشاگر است. این‌که تلاش کنیم از تماشاگر بابت زن‌ذلیلی یک مرد یا تعریف مداوم خاطره افتادن شلوار از پای یکی از شخصیت‌ها خنده بگیریم نه‌تنها کهنه و قدیمی است بلکه مبتذل هم هست. سومین دلیلی که باعث نابودی کامل فیلم شده حفره‌های روایی است که در داستان وجود دارد. حفره‌هایی که نویسندگان هیچ فکری برای آن نکرده‌اند. شاهین بعد از هشت سال از خارج برمی‌گردد تا ضمن فروش باغ، قرض طلبکارانش را پرداخت کند. چه ضرورتی دارد شاهین که توانسته با فرار از خارج از دست طلبکاران خلاص شود دوباره برگردد و با آن‌ها درگیر شود.

دلیلش این است که اگر شاهین برنگردد اصلاً نمی‌شود قصه را پیش برد. نویسندگان به یک دلیل برای ادامه داستان با محوریت شرط‌بندی ابتدای فیلم احتیاج دارند. آن‌ها بازگشت شاهین از خارج را انتخاب کرده‌اند. منتها دلیلشان آن‌قدر سست و بی‌منطق است که باور ادامه فیلم را مخدوش می‌کند. این بی‌منطقی و پادرهوایی سایه سنگین خودش را روی فیلم انداخته و باعث شده فیلم بدل به یکی از فیلم فارسی‌های معمول سال‌های اخیر سینمای ایران شود. روابط بی‌منطق فیلم مثل رابطه مهشید و کیا یا قضیه زن دوم داشتن کوروش همگی برای این در فیلم گنجانده‌شده‌اند که بتوان بازیگران معروف بیشتری را دعوت به کارکرد تا فیلم بیشتر بفروشد. وگرنه دلیلی ندارد اتفاقات فیلم آن‌قدر پادرهوا و بی‌منطق باشند. منتها کارگردان برای انتخاب بازیگران هم سلیقه به خرج نداده و دم دست‌ترین گزینه‌های ممکن را برگزیده است. امین حیایی با چهل‌وهفت سال سن هنوز قرار است جوان اول این فیلم باشد. مجید صالحی به‌عنوان نمک کار در فیلم حضور دارد. علی مسعودی یک‌راست از خندوانه به این فیلم آمده تا مخاطب بیشتری جذب کند. سحر قریشی که آن‌قدر در فیلم‌های مبتذل بازی کرده که برای نابودی کارنامه پنج بازیگر کافی است. مهران رجبی،محمدرضا شریفی‌نیا و… دیگران هم بازیگران فرعی این فیلم هستند. کلیشه محض. همه عناصر مشهور سینما فارسی سال‌های اخیر در فیلم جمع شده‌اند تا همان کارهایی را که در سایر فیلم‌ها انجام می‌دهند اینجا هم انجام دهند تا فیلم یکی دومیلیاردی بفروشد و بعد با فروش فیلم به شبکه نمایش خانگی سودی حاصل شود تا تهیه‌کننده و سایر عوامل راضی باشند. این وسط چیزی که اصلاً مهم نیست نزول سلیقه تماشاگر است.

تماشاگری که می‌تواند با تماشای محصولات خوش‌ساخت عامه‌پسند صاحب‌سلیقه شود با ساخت چنین فیلم‌هایی سلیقه‌اش نابود می‌شود. سینمای ما قرار است با ساخت آثار مناسب و جذاب تماشاگران را از ماهواره دور کند و اجازه ندهد آن‌ها بیننده سریال‌های بی‌ارزش ترکیه‌ای و کلمبیایی باشند. اما در اتفاقی جالب فیلم‌ها خودشان شبیه یکی از همان سریال‌های ترکیه‌ای و کلمبیایی شده‌اند. با همان کلیشه‌ها و روابط مخرب ساخته می‌شوند و به نمایش درمی‌آیند و سلیقه تماشاگران را به نابودی می‌کشانند.

سازندگان ثبت با سند برابر است به‌جای نوشتن قصه‌ای درست‌ودرمان سعی کرده‌اند چندتایی بازیگر خوش‌چهره و بانمک را دعوت به کار کنند و با نمایش آن‌ها پولی به جیب بزنند. همان شیوه معمولی که فرح‌بخش و علیخانی و کمپانی معظم! پویا فیلم انجامش را خوب بلدند. عناصر فیلم فارسی همچنان در حال بازتولید در سینمای ایران هستند و کار از ابتذال هم گذشته و به بحران رسیده. بحرانی که می‌تواند هر فیلمی را نابود کند. مثل همین فیلم ثبت با سند برابر است که خط داستانی جذابش را فدای عناصر و کلیشه‌های فیلم فارسی کرده است. چرا؟ احتمالاً به خاطر چند تومان بیشتر. این وسط چیزی که نابودشده سلیقه تماشاگران است که اصلاً برای سازندگان این فیلم‌ها مهم نیست. مهم همان چند تومان بیشتری است که تماشاگر می‌پردازد تا بقای دوستان فیلم فارسی‌ساز با تکیه‌بر همین فروش تضمین شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 22:53  توسط nikap  | 

دانلود فیلم اكسیدان

دانلود فیلم اکسیدان

دانلود فیلم اکسیدان

خلاصه داستان فیلم اکسیدان

اصلان ( جواد عزتی ) مرد جوانی است که نامزد او به نام نگار ( لیندا کیانی ) بدون اجازه و غیرقانونی به خارج از کشور سفر می کند و حالا اصلان به دنبال یافتن راه حلی برای گرفتن ویزای قانونی است تا بتواند به سراغ نامزدش برود اما ...

کارگردان :

حامد محمدی : متولد سال 1358 در تهران می باشد و فارغ التحصیل رشته حقوق بین الملل از دانشگاه تهران می باشد. آغاز فعالیت محمدی در سینما با نگارش فیلمنامه « طلا و مس » در سال 1387 آغاز شد که واکنش های تحسین آمیزی مواجه شد. محمد در سال 1393 فیلم « فرشته ها با هم می آیند » را ساخت که اثری مشابه « طلا و مس » به شمار می رفت و چندان مورد استقبال قرار نگرفت. « اکسیدان » دومین فیلم بلند حامد محمدی می باشد.

درباره فیلم اکسیدان:

ساختن فیلمهای کمدی در سالهای اخیر رونق گسترده ای در سینمای ایران داشته است که دلیل آن هم فروش قابل توجه این آثار می باشد. با نگاهی کلی به جدول پرفروش ترین آثار تاریخ سینمای ایران می توانیم مشاهده کنیم که « گشت 2 » و « نهنگ عنبر 2 » در صدر فروش ایستاده اند و طبیعی است که همین امر سبب ساختن آثاری می شود که با الگوبرداری از فیلمهای مذکور ساخته شده اند.

« اکسیدان » به کارگردانی حامد محمدی اما یک تفاوت آشکار با دیگر کمدی های نازل این روزهای سینمای ایران دارد و آن دست گذاشتن بر روی موضوعی است که تا به امروز کمتر فیلمسازی در ژانر کمدی به سراغش رفته و آن مسئله اخذ ویزا با توسل به روش های عجیب و گاهاً آزار دهنده می باشد که بسیاری از مردم ایران از آن آگاه هستند و درباره آن شنیده اند. همین مسئله باعث شده تا داستان فیلم برای مخاطب ایرانی ملموس تر باشد.


برچسب‌ها: دانلود فیلم اکسیدان رایگان ، دانلود فیلم اکسیدان ۴۸۰ ، دانلود فیلم اکسیدان به صورت رایگان ، دانلود کامل فیلم اکسیدان ، دانلود فیلم اکسیدان ب ,
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد 1397ساعت 22:51  توسط nikap  | 

 
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]